تار جامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تار جامه . [ رِ م َ / م ِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ریسمان جامه . تانه ٔ بافندگان که نقیض پوداست . ریسمان جامه که در طول واقع شده است، و آنکه در عرض قرار گیرد پود است : سَتا، سدی، اُسْدی ّ، سداة، اُستی ؛ تار جامه . (منتهی الارب ). رجوع به تار شود.