تار شدن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شُ دَ) (مص ل.) تیره شدن، تاریک گشتن.مترادفها و واژههای مرتبطتاریک شدن، تیره شدن، ظلمانی شدن ≠ روشن شدنکدرشدن ≠ شفاف شدنواژه قبلی: تارواژه بعدی: تار و تنبک