تار
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- رشته، نخ. ۲- یکی از سازهای ایرانی با یک کاسه، پنج تار و دستهای بلند.
[ هن د. ] (اِ.) =تال: نام درختی است بلند و تناور در هندوستان با ساقههای بلند و برگهای درازی شبیه پنجه آدمی.
[ په. ] (ص.) تیره، تاریک.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(اِ.) ۱- رشته، نخ. ۲- یکی از سازهای ایرانی با یک کاسه، پنج تار و دستهای بلند.
[ هن د. ] (اِ.) =تال: نام درختی است بلند و تناور در هندوستان با ساقههای بلند و برگهای درازی شبیه پنجه آدمی.
[ په. ] (ص.) تیره، تاریک.