تار و تور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تار و تور. [ رُ ] (ص مرکب، از اتباع ) سخت تیره و تاریک . (جهانگیری ). بسیار تیره و تاریک . (برهان ). تاریک و تیره و بسیار تاریک . (آنندراج ) (انجمن آرا). سخت تاریک . (فرهنگ رشیدی ) : بمیدان چنین گفت بهرام گور که اکنون که شد روز ما تار و تور... فردوسی . ◄ ریزه باشد. (جهانگیری ). ریزه ریزه و ذره ذره را نیز گویند. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرا).