تاریک گردیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاریک گردیدن . [ گ َ دی دَ ] (مص مرکب ) تاریک شدن . تاریک گشتن .تیره و تار شدن : غُربة؛ تاریک گردیدن . اِظلام ؛ تاریک گردیدن شب . اغضاء؛ تاریک گردیدن شب . ادجاء؛ تاریک گردیدن شب . تدجی ؛ تاریک گردیدن شب . دجو؛ تاریک گردیدن شب . غسو، اِغساء، غَسی ً، غَسم، اِغسام ؛ تاریک گردیدن شب . غدر، اغدار؛ تاریک گردیدن شب . (منتهی الارب ).