تاریک کرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاریک کرده .[ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) تیره و تار کرده : پیش رفتم یافتم خانه ٔ تاریک کرده و پرده های کتان آویخته . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٢٠). رجوع به تاریک کردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تاریک کرده .[ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) تیره و تار کرده : پیش رفتم یافتم خانه ٔ تاریک کرده و پرده های کتان آویخته . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٢٠). رجوع به تاریک کردن شود.