تازه قشلاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تازه قشلاق . [ زَ ق ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان گورائیم بخش مرکزی شهرستان اردبیل است که در ٣٠٠٠٠گزی جنوب اردبیل و ٣٠٠٠٠گزی شوسه ٔ اردبیل - خلخال واقع است . کوهستانی و معتدل است و ٤٦٧ تن سکنه دارد، شیعه، ترکی . آب آن از چشمه و رودخانه . محصول آن غلات .شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی آن قالیبافی . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
تازه قشلاق . [ زَ ق ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کرانی بخش شهرستان بیجار است که در ٢٠هزارگزی جنوب حسن آبادسوگند و ٦هزارگزی آق بلاغ واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ١٦٠ تن سکنه دارد، شیعه، ترکی . آب آن از چشمه . محصول آن غلات، لبنیات . شغل اهالی زراعت، گله داری . صنایع دستی آن قالیچه و جاجیم بافی . خط تلفن بیجار - حسن آباد از این ده میگذرد. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).
تازه قشلاق . [ زَ ق ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان قشلاقات افشار بخش قیدار شهرستان زنجان است که در ٥٤هزارگزی باختر قیدار و ٤٢هزارگزی راه عمومی واقع است . کوهستانی و سردسیر است و ١٨٢ تن سکنه دارد، شیعه، ترکی . آب آن از قزل اوزن . محصول آنجا غلات . شغل اهالی زراعت . صنایع دستی آن گلیم و جاجیم بافی . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).