تازه قلعه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تازه قلعه . [ زَ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه است که در ٦٥٠٠گزی شمال خاوری نقده و در مسیر شوسه ٔ نقده به مهاباد واقع است . جلگه و معتدل و مالاریائی است . سکنه ٤٢٧ تن، شیعه، ترکی . آب آن از رود گدار. محصول آن غلات، برنج، چغندر، توتون، حبوبات . شغل اهالی زراعت و گله داری . صنایع دستی جاجیم بافی . راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).
تازه قلعه . [ زَ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان جرگلان بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد است که در ٥٠هزارگزی شمال خاوری مانه و ٥هزارگزی خاور شوسه ٔ عمومی بجنورد به غلامان واقع است . کوهستانی و معتدل است . سکنه ٤٥٧ تن، شیعه، کردی، فارسی . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات، کنجد. شغل اهالی زراعت، مالداری . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٩).
تازه قلعه . [ زَ ق َ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه است که در ٣٤هزارگزی باختر مراغه و ٧هزارگزی باختر شوسه ٔ مراغه بمیاندوآب واقع است . جلگه و معتدل و مالاریائی است و ١٢٢٩ تن سکنه دارد، شیعه، ترکی .آب آن از رودخانه ٔ مردی و چاه . محصول غلات، کشمش، بادام، زردآلو. شغل اهالی زراعت . صنایع دستی جاجیم بافی . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤).