تب ریختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تب ریختن . [ ت َ ت َ ] (مص مرکب ) پایان یافتن تب . قطع شدن تب . دور شدن تب : اگر گرد رهشان شود بیشه گرد تب از پیکر شیر ریزد چو گرد. ظهوری (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تب ریختن . [ ت َ ت َ ] (مص مرکب ) پایان یافتن تب . قطع شدن تب . دور شدن تب : اگر گرد رهشان شود بیشه گرد تب از پیکر شیر ریزد چو گرد. ظهوری (از آنندراج ).