تبنگویک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تبنگویک . [ ت َ ب َ ی َ ] (اِمصغر) مصغر تبنگو یا تبنگوی : وانگه به تبنگویکش اندر سپردْشان ور زانکه نگنجند بدو درفشردْشان بر پشت نهدْشان و سوی خانه بردْشان وز پشت فروگیرد و بر هم نهد انبار. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ١٢٢). رجوع به تبنگو شود.