تجحیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تجحیم . [ ت َ ] (ع مص ) تیز در کسی نگریستن . (تاج المصادر بیهقی ). تیز نگریستن کسی را. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ نگریستن و چشم وانگرفتن . (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).