تجربه کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانآزمودن، از سر گذراندنمترادفها و واژههای مرتبطآزمودن، آزمایش کردن، امتحان کردنمحکزدن، سنجیدنآموختن، یاد گرفتنواژه قبلی: تجربهواژه بعدی: تجربه گر