تجربه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ رِ بِ) [ ع. تجربه ] ۱- (مص م.) آزمودن، آزمایش کردن. ۲- (اِمص.) آزمایش. ج. تجارب.مترادفها و واژههای مرتبطآزمایش، آزمون، امتحان، تجربت، محکآزمودگی، خبرت، خبرگیآزمودنواژه قبلی: تجربتواژه بعدی: تجرد