تجرد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ جَ رُّ) [ ع. ] (مص ل.) ج. تجردات. ۱- زن نداشتن. ۲- پیراستن. ۳- برهنه گردیدن.مترادفها و واژههای مرتبطانزوا، عزلت، گوشهگزینی، گوشهگیریعدم تاهل، عزبی، بیهمسری ≠ تاهلپیراستگیواژه قبلی: تجربهواژه بعدی: تجرع