واژه جو

تجرمه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تجرمه . [ ت ُ ج َ م َ ] (اِخ ) پدر هایکانااولین کس از نژاد ارامنه : ارامنه نژاد خود را بشخصی میرسانند که هایکانا نام داشته و گویند که او پسر همان کس بود که در تورات او را تجرمه نامیده اند. (کتاب پیدایش باب دهم ) (تاریخ ایران باستان ج ٣ ص ٢٢٦٨).

معنی تجرمه | واژه جو