تجسس/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ جَ سُّ) [ ع. ] (مص م.) جستجو کردن، دنبال چیزی گشتن.مترادفها و واژههای مرتبطبررسی، پژوهش، پژوهیدن، پیجویی، تفتیش، تفحص، جستجو، کاوش، کنجکاوی، کندوکاوپژوهیدن، تفحص کردن، جستجو کردنواژه قبلی: تجسدواژه بعدی: تجسم