تجسم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ جَ سُّ) [ ع. ] (مص ل.) تناور شدن، دارای جسم شدن، تصویر ذهنی.مترادفها و واژههای مرتبطمجسمسازیتجسیمواژه قبلی: تجسسواژه بعدی: تجشم