تحمیق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص م.) نسبت حماقت به کسی دادن، احمق شمردن.مترادفها و واژههای مرتبطاحمقانگاری، نادانانگاری، نابخردشماری نادانشماریاحمق شمردن، نابخرد دانستن، نسبت حماقتدادنواژه قبلی: تحمیرواژه بعدی: تحمیل