تحمیل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ) [ ع. ] (مص م.)۱ - بار کردن. ۲- کاری را به زور به عهده کسی گذاشتن.مترادفها و واژههای مرتبطتکلیف، نامیلخواهی، گردنباری، مجبورسازی، واداشتگیواژه قبلی: تحمیقواژه بعدی: تحنف