تخته برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخته برداشتن . [ ت َ ت َ / ت ِ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) باز کردن در صندوق و تابوت و جز آن : ز تابوت زر تخته برداشتند که گفتار او خیره پنداشتند. فردوسی . ♦ تخته برداشتن از دکان ؛ واکردن دکان : تو بزم ساز بعشرت که صبح باده فروش پی صبوح تو این تخته از دکان برداشت . حسین ثنائی (از آنندراج ).