تخته بند شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخته بند شدن . [ ت َ ت َ / ت ِ ب َ ش ُ دَ ](مص مرکب ) بسته شدن، چنانکه در دکان و جز آن . ◄ خشک شدن از سرماخوردگی . سخت سرما خوردن که پشت و سینه سخت درد کند. اثر سرمای سخت به سینه و پشت که حرکت آن مشکل کند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).