تخته مشق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخته مشق . [ ت َ ت َ / ت ِ م َ ] (اِ مرکب ) تخته ٔ مشق . لوحی که کودکان بر روی آن مشق خط کنند. (ناظم الاطباء). بی اضافت و با اضافت، تخته ٔ تعلیم . (آنندراج ). ◄ هر چیزی که بسیار به استعمال آید. (از آنندراج ) : لوح دلی که آینه ٔ راز عالم است حیف است حیف، تخته ٔ مشق هوس کنی . صائب (از آنندراج ).