تخرد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخرد. [ ت َ خ َرْ رُ ] (ع مص ) خریدة گشتن زن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (المنجد). شرمنده گشتن و ساکت شدن از ترس و پست آواز گشتن . (ناظم الاطباء). رجوع به خرید و خریدة شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخرد. [ ت َ خ َرْ رُ ] (ع مص ) خریدة گشتن زن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (المنجد). شرمنده گشتن و ساکت شدن از ترس و پست آواز گشتن . (ناظم الاطباء). رجوع به خرید و خریدة شود.