تخم جن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تُ مِ جِ)(اِمر.) (کن.) ۱- کودک ناآرام. ۲- بچه زبر و زرنگ. ۳- لفظ محبت آمیز میان دوستان نزدیک.واژه قبلی: تخمواژه بعدی: تخم لق شکستن