تخمکاری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخمکاری . [ ت ُ ] (حامص مرکب ) کاشتن تخم . تخم کاشتن . زراعت . تخم افشانی . برزگری : کس بر این تخمه آفرین نکند تخمکاری در این زمین نکند. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تخمکاری . [ ت ُ ] (حامص مرکب ) کاشتن تخم . تخم کاشتن . زراعت . تخم افشانی . برزگری : کس بر این تخمه آفرین نکند تخمکاری در این زمین نکند. نظامی .