تربیة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تربیة. [ ت ُ رَ بی ی َ ] (ع اِ) گندمی است سرخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء): و التربیة، حنطة حمراء و سنبلها ایضاً احمر ناصع الحمرة، و هی رقیقه تنتشر مع الدنی برد او ریح ... (لسان العرب ).
تربیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) غذا دادن و پروردن کسی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به تربیت شود. ◄ تهذیب کسی . (اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به تربیت شود. ◄ قوام آوردن ترنج را با عسل و گل و شکر. (از اقرب الموارد). قوام آوردن سیب را بشکر. (المنجد). ◄ آسایش دادن و خلاص بخشیدن کسی را از خبه ٔ گلو. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
تربیه . [ ت َ ی َ / ی ِ ] (از ع، ص )در بیت زیر بمعنی مربّی ̍، یعنی پرورده : تربیه ٔ آن آفتاب روشنیم ربی الاعلی از آن رو می زنیم . مولوی .