تسبانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسبانیدن . [ ت َ دَ ] (مص ) سبب شکافتن لب شدن و تفسانیدن . (ناظم الاطباء). ◄ گرم کردن . (ناظم الاطباء). ◄ خبه کردن . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). خفه کردن . (ناظم الاطباء) : چیزی افتاد میان تلو و خار آن را بتسبانید. (ترجمه ٔ دیاتسارون ص ٢١٣ انجیل لوقا).