تسبیح گفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسبیح گفتن . [ ت َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) تأویب . عبادت خدا. نام خدا را به پاکی بر زبان آوردن : یارب بدست او که قمر زد دو نیم شد تسبیح گفت در کف میمون او حصا. سعدی . و رجوع به تسبیح و دیگر ترکیبات آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسبیح گفتن . [ ت َ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) تأویب . عبادت خدا. نام خدا را به پاکی بر زبان آوردن : یارب بدست او که قمر زد دو نیم شد تسبیح گفت در کف میمون او حصا. سعدی . و رجوع به تسبیح و دیگر ترکیبات آن شود.