تستری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تستری . [ ت ُ ت َ ] (ص نسبی ) منسوب است به تستر که شهری است از کوره ٔ اهواز از بلاد خوزستان . (سمعانی ) منسوب است به تستر معرب شوشتر. و رجوع به تستر و تستری شود.
تستری . [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) شجاع بن علی الملاح التستری که از ابی القاسم الحریری حدیث شنید واز وی محمدبن مشق استماع کرد. (از معجم البلدان ).
تستری . [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) عبدالواحدبن نزار، برادر برکةبن نزار شبستری مکنی به ابونزار که از عمربن عبداﷲ حربی و ابی الحسن علی بن محمدبن ابی عمر بزاز حدیث کرد. و امام حافظبن نقطه از وی حدیث شنید. (معجم البلدان ).