تستر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تستر. [ ت ُ ت َ ] (اِخ ) بزرگترین شهر کنونی خوزستان و این معرب شوشتر است ... (معجم البلدان ). شهری است و آن را ششتر به دو شین گفتن لحن است . گویند نخستین باره ای که بعد طوفان احداث یافته باره ٔ آن شهر است . (منتهی الارب ). شهری است مشهور از آنجاست سهیل بن عبداﷲ تستری ... و ششتر به هر دو شین خطاست چنانکه صاحب قاموس گفته و می تواند بود که ششتر فارسی باشد و تستر عربی و در فارسی آنرا شوشتر نیز گویند. (آنندراج ). و رجوع به المعرب جوالیقی ص ٣٨ و ص ٩١ پ و تاریخ سیستان ص ٧٥، ١١٥ و ٢٤٨ و تاریخ گزیده ص ٥٥٤و نزهةالقلوب ج ٣ ص ١٠٩، ١١٢، ١٨٩، ٢١٥ و ٢١٨ و شدالازار ص ٥٣٥ و تاریخ جهانگشای ج ١ ص ٢٥ و ج ٢ ص ١٥٣، و ٢٠٤ و رودکی ص ١٣١ و تاریخ عصر حافظ ص ٣٩٨، ٣٩٩، ٤٠٦، ٤٠٧ و معجم البلدان و قاموس الاعلام ترکی و شوشتر شود.
تستر. [ ت َ س َ ت ت ُ ] (ع مص ) در پرده شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (آنندراج ) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ پوشیده شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد). ◄ پرهیز کردن . ◄ دور داشتن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).