تسفد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسفد. [ ت َ س َف ْ ف ُ ] (ع مص ) در راه تنگ رفتن . (منتهی الارب ). ◄ تعرقب . (از اقرب الموارد) (متن اللغة) (المنجد). رجوع به تعرقب شود. ◄ از پس سوار اشتر شدن . (از متن اللغة). استسفاد. (متن اللغة).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تسفد. [ ت َ س َف ْ ف ُ ] (ع مص ) در راه تنگ رفتن . (منتهی الارب ). ◄ تعرقب . (از اقرب الموارد) (متن اللغة) (المنجد). رجوع به تعرقب شود. ◄ از پس سوار اشتر شدن . (از متن اللغة). استسفاد. (متن اللغة).