تشت زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشت زدن . [ ت َ زَ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از گرفتن آفتاب و ماه بود. (انجمن آرا). کوفتن مس و جز آن به هنگام گرفتن ماه و آفتاب و این رسم ولایت است و درهندوستان هنگام آبله برآوردن کودک اگر رعد و برق درخروش آید، همین عمل میکنند. (آنندراج ) : روی تو چو ماه است و مرا سینه چو تشت من تشت همی زنم که مه بگرفته . (از انجمن آرا). بر ماه گرفته تشت میزد. زلالی (از آنندراج ). و رجوع به تشت شود.