تشت زر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تشت زر. [ ت َ ت ِ زَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب جهانتاب . (برهان ) (آنندراج ). تشت زرین . آفتاب . (فرهنگ رشیدی ) (ناظم الاطباء) : مگر روز قیفال او راند خواهد که تشت زر ازشرق رخشان نماید. سراج الدین سکزی (از انجمن آرا). ◄ تشتی از طلا. و رجوع به طشت زر شود.