تصفیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ یِ) [ ع. تصفیة ] (مص م.)<BR>۱- پاک کردن، صاف کردن.<BR>۲- پالایش.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ یِ) [ ع. تصفیه ] (مص م.) ۱- پاک کردن، صاف کردن. ۲- پالایش.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصفیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص )صافی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (از اقرب الموارد). روشن و صافی کردن . (از ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). روشن کردن . (منتهی الارب ) (دهار) (ناظم الاطباء). صاف کردن و پاک نمودن . (غیاث اللغات ). روشن کردن و پاک نمودن . (آنندراج ). پالودن . پالایش . (یادداشت مرحوم دهخدا). ◄ (اِمص ) در تداول فارسی صافی و روشن . (از ناظم الاطباء). ◄ پاکی و پاکیزگی . ◄ صلح و آشتی . ◄ بند و بست . ◄ ترتیب و انتظام و آرایش . (ناظم الاطباء). و با کردن و شدن و نمودن بکار رود. ♦ تصفیه ادارات یا سازمانها ؛ اعضای ناصالح را معزول کردن و کسان شایسته بجای آنان آوردن .
مترادف و متضاد واژهدان
تزکیه، تهذیب پالایش پاکسازی، فیلتر تفریغحساب، رفع اختلاف پاک کردن، پالودن، صاف کردن (متضاد: آلودن) رفع اختلاف کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
پالایش