تصنیع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ساختن، مهیا کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ساختن، مهیا کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تصنیع. [ ت َ ] (ع مص ) نیکو تربیت یافتن جاریه تا فربه شود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و از این معنی است : تصنیع الشی ٔ لتحسینه و تزیینه بالصناعة. (اقرب الموارد).