تطفیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تطفیف . [ ت َ ] (ع مص ) کم پیمودن کیل . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). کم پیمودن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ). کم پیمودن پیمانه را و آن تا لب پیمانه باشد نه با طفافه . ◄ گستردن مرغ هر دو بازو را. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ برجستن اسب یا قریب شدن آن را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ تنگ گرفتن نفقه بر عیال . ◄ بازدادن کمترین آن را که از وی گرفته بود. ◄ نزدیک به غروب شدن خورشید. (از اقرب الموارد).