تطفیل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تطفیل . [ ت َ ] (ع مص ) بچسبیدن آفتاب به فروشدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). به غروب میل کردن آفتاب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). میل کردن آفتاب به غروب . (آنندراج ). نزدیک شدن خورشید به غروب . (از اقرب الموارد). ◄ نزدیک شدن شب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ روی فراکردن تاریکی شب . (تاج المصادر بیهقی ). پیش آمدن تاریکی شب . (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). نزدیک شدن شب و پیش آمدن با تاریکی خود. (از اقرب الموارد). ◄ اندیشه کردن ودریافتن حقیقت کلام را. ◄ خاک آلوده گردیدن گیاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ نیکو اصلاح و پرورش کردن ناقه بچه را. ◄ شتر بابچه را آهسته و نرم راندن تا بچه از مادر جدا و دور نشود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نرم راندن شتربان چنانکه بچه ها جدا نشوند. (ازاقرب الموارد). ◄ طفیلی کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (دهار). ناخوانده بر مهمانی آمدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). طفیلی گردانیدن . (آنندراج ).