تطهیر دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تطهیر دادن . [ ت َ دَ ] (مص مرکب ) غسل دادن . پاک کردن . آب کشیدن : بس که آلوده ٔ عصیان شده دل تا محشر دامنش را نتوان داد به زمزم تطهیر. علی خراسانی (از آنندراج ). و رجوع به تطهیر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تطهیر دادن . [ ت َ دَ ] (مص مرکب ) غسل دادن . پاک کردن . آب کشیدن : بس که آلوده ٔ عصیان شده دل تا محشر دامنش را نتوان داد به زمزم تطهیر. علی خراسانی (از آنندراج ). و رجوع به تطهیر شود.