تطهیر کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تطهیر کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پاک کردن . شستن . ◄ ختنه کردن : مثال داد تا کوشک کهن محمودی زاولی بیاراستند تا از امیران، فرزندان چند تن تطهیر کنند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٣٦٦). و رجوع به تطهیر شود.