تعتیم
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعتیم . [ ت َ ] (ع مص ) جنبانیدن مرغ بال را بر سر مردم و دور نرفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ بازایستادن از کاری . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ بازایستادن از کاری و بازداشتن از آن . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ درنگ کردن در مهمانی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ دیر واداشتن و درنگی شدن . (تاج المصادر بیهقی ). درنگ کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ سپسا یکی رفتن و گریختن . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ در وقت عتمه رفتن . (تاج المصادر بیهقی ). در وقت عتمه رفتن یا آمدن یا بازگشتن در آن وقت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).