تعسیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) دشوار ساختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) دشوار ساختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعسیر. [ ت َ ] (ع مص ) دشخوار گردانیدن . (زوزنی ). دشوار کردن . (دهار)(از اقرب الموارد). دشوار کردن . نقیض تیسیر و منه : اللهم یسر و لاتعسر. ◄ خلاف کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خلاف کردن بر کسی . ◄ تضییق . (اقرب الموارد). ◄ دنب برداشتن شتر در وقت دویدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ از سوی چپ آمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).