تعمق/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ عَ مُّ) [ ع. ] (مص ل.) ژرف اندیشیدن.مترادفها و واژههای مرتبطاستقصا، بررسی، تامل، تتبع، تحقیق، تدقیق، تفکر، ژرفاندیشی، غور،غوصژرف اندیشیدن، غور کردنواژه قبلی: تعمداًواژه بعدی: تعمل