تعمیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعمیر. [ ت َ ] (ع مص ) زندگانی دادن . (زوزنی ) (دهار) (ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (آنندراج ). زندگانی دراز دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): لعمری لئن عمرتم السجن خالداً؛ ای ادمتم سجنه ُ کانهم جعلوا خالداً للسجن عمری . (اقرب الموارد). ◄ تا دیر داشتن کسی را خدای . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). باقی گذاشتن کسی را خدای . (از اقرب الموارد). ◄ به بقای دراز موصوف کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). به عمر دراز متصف گشتن یا کردن . (آنندراج ). ◄ بقای دراز خواستن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). عمر دراز خواستن . (آنندراج ). و تقول : اعمّرک اﷲ ان تفعل تحلفه باﷲ و تسئل اﷲ بطول عمره . (منتهی الارب ). ◄ اندازه کردن برای نفس خود حدی را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تقدیر کردن مقدار محدودی از عمر برای نفس خود. (از اقرب الموارد). ◄ به عمری دادن کسی را چیزی . ◄ عمّرک اﷲ کذا اصله عمرتک اﷲ تعمیراً. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ نیکو بافتن و نیکو ریسیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). نیکو بافتن جامه و نیکو رشتن . (ناظم الاطباء). ◄ سوگند دادن کسی را. ◄ تعمیرالمسجد؛ ذکر کردن خدای در مسجد و درس دادن علم را در آن و بازداشتن خود را از کلام دنیا. ◄ پاک داشتن و روشن کردن بچراغ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ معمور داشتن خدای به جای کسی را:عمّر اﷲ بک منزلک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ مرمت کردن شکسته را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مرمت بنای شکسته . (ناظم الاطباء). آباد ساختن، با لفظ کردن مستعمل . (آنندراج ).تعمیر که معمولاً بمعنی اصلاح و درست کردن استعمال میشود در اصل بمعنی طول عمر دادن است و برای اصلاح در زبان عربی ترمیم و مرمت بر وزن مذمت را بکار میبرند. (نشریه ٔ دانشکده ٔ ادبیات تبریز سال اول شماره ٔ ٢).