تعین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تعین . [ ت َ ع َی ْ ی ُ ] (ع مص ) ناشناسا نمودن خود را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ◄ درنگ کردن جهت رسیدن بچیزی . ◄ بیقین دیدن کسی را. ◄ نزدیک آمدن جهت اعانت . ◄ چشم دار گردیدن چرم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ مخصوص شدن چیزی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). مخصوص شدن چیزی از میان چیزها. (غیاث اللغات ). بمعنی تشخص است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). آنچه چیزی بدان از دیگر چیزها ممتاز شود. (از تعریفات جرجانی ). ◄ تعیّن علیه الشی ٔ؛ لازم شد بر وی بعینه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ نرم و تنک گردیدن مشک از دیرینگی . (از اقرب الموارد). ◄ (اِ) گاهی مراد از هستی و وجود نیز باشد. (غیاث اللغات ). وجود و هستی . (ناظم الاطباء). ◄ حصه و بهره و هر چیز مخصوص به کسی . (ناظم الاطباء).