تف و تاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تف وتاب . [ ت َ ف ُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب ) از تف بمعنی گرمی و حرارت و تاب به همین معنی : از بهر که بایدت بدینسان شو و گیر وز بهر چه بایدت بدینسان تف و تاب . کسایی . نسوزد تنش زآتش و تف و تاب ز دریاست خود بیم نایدش ز آب . اسدی . رجوع به تف و تاب وتب و تفت و دیگر ترکیبهای آن شود.