تفاخرکنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تفاخرکنان . [ ت َ خ ُ ک ُ ](ق مرکب ) در حال نازیدن و مباهات کردن : .... به زور سرپنجه ٔ شیرگیر از بیخ برکندی و تفاخرکنان گفتی . (گلستان ).و رجوع به تفاخر و فخر شود. ◄ فخرکننده .نازان : تفاخرکنان هر یکی در فنی به فرهنگ خود عالمی هرتنی . نظامی .