تفکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تفکن . [ ت َ ف َک ْ ک ُ ] (ع مص ) به شگفت آمدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تعجب . (اقرب الموارد). ◄ اندیشیدن و پشیمان شدن و دریغ خوردن و اندوهگین شدن بر گذشته، به گمان حصول آن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد): بقی قومه ُ یتفکنون، و قیل تندم . (اقرب الموارد).