تلعلم/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ لَ لُ) [ ع. ] (مص ل.) توقف کردن، درنگ کردن در کار.واژه قبلی: تلعثمواژه بعدی: تلف