تلف/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(تَ لَ) [ ع. ] (مص ل.) هلاک شدن، نابود شدن.مترادفها و واژههای مرتبطاتلاف، پامال، پایمال، تباه، حیفومیل، فنا، مردن، منهدم، ضایع، نابود، نیست، هدر، هلاکنابود شدن، نیست شدن، تباه شدنهلاک گردانیدنواژه قبلی: تلعلمواژه بعدی: تلف کردن