تلف شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
هلاک شدن، جان خودرا ازدست دادن، نیست شدن خفه شدن، غرق شدن خراب شدن، متلاشی شدن، تجزیه شدن زیر آوار ماندن، سوختن کشته شدن، بهقتل رسیدن، اعدام شدن
هدر رفتن (شدن)، ازبین رفتن، ضایع (تباه) شدن، زوال یافتن، نیست شدن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
هلاک شدن، جان خودرا ازدست دادن، نیست شدن خفه شدن، غرق شدن خراب شدن، متلاشی شدن، تجزیه شدن زیر آوار ماندن، سوختن کشته شدن، بهقتل رسیدن، اعدام شدن
هدر رفتن (شدن)، ازبین رفتن، ضایع (تباه) شدن، زوال یافتن، نیست شدن